غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

389

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

از موصل بيرون آمد . امراى كرد نيز با او همراه شدند . چون به سپاه مغول رسيدند نبرد درگرفت . سردار سپاه تورين ، شحنهء موصل ، بود . اينان گرد علم الدين سنجر و همه همراهانش را گرفتند و آنان را تا آخرين نفر به قتل رسانيدند و از آنان جز كسانى كه عمر دراز داشتند از مرگ نرستند . پس از اين واقعه مدت مديدى موصل را فرمانروايى معين نبود . در اواخر تابستان خبرها مىرسيد كه لشكر مغول در مىرسد و نزديك به كانون اول اين لشكر بيامد و برگرد موصل حلقه زد . سردار آن امير بزرگى بود به نام سمدغو . اين امير دوستدار مسيحيان بود . در همان احوال كه بر گرد موصل فرود آمده بودند خبر رسيد كه الملك الصالح از شام بازگشته است . چون مغولان اين خبر شنيدند چندى از شهر دور شدند تا او به شهر درآمد ، سپس بازگشتند و شهر را در محاصره گرفتند و برگرد آن - در يك شب - سيبا ساختند و نبرد از درون و بيرون آغاز شد . اين واقعه از كانون اول تا بهار مدت گرفت . مردم شهر دچار تنگى ارزاق شدند . امير سمدغو پيش آمد و الملك الصالح را بفريفت و او را وعده‌هاى نيك داد ، تا از جنگ باز ايستادند . در اواسط آن مدتى كه براى گفتگو معين كرده بودند ، سپاهى از شام به سردارى اميرى به نام برلوا به يارى الملك الصالح آمد . مغولان با شتاب به سوى آنان راندند و در سنجار بديشان رسيدند و گردشان را گرفتند و همه را كشتند و هر چه اسب و سلاح و ديگر چيزها بود تاراج كردند . پس از اين كشتار امير سمدغو با الملك الصالح گفتگو از سر گرفت و سخنان شيرين و دلپسند گفت . الملك الصالح كه فريفتهء او شده بود ، دروازه بگشود و در حالى كه مطربان پيشاپيش او مىخواندند و مىنواختند و دلقكان بازى مىكردند از شهر بيرون آمد . چون در نزد سمدغو قرار گرفت گردش را گرفتند و سپاهيان مغول به شهر درآمدند و دست به قتل و غارت گشودند و خلقى را اسير كردند . اين قتل عام هشت روز به درازا كشيد و جمعى كه شمارشان را جز خداى كس نداند طعمهء تيغ هلاك شدند . پس از اين قتل عام امير سمدغو حكومت موصل را به امير شمس الدين بن يونس واگذاشت و از آنجا برفت . علاء الدين پسر الملك الصالح را كه نوجوانى كمسال بود شراب بسيار نوشانيدند سپس او را بستند و در شهر گردانيدند و در نزديك قلعه شاهرگهايش را بريدند . الملك الصالح را نيز با خود نزد هولاكو بردند . او در آنجا به قتل رسيد .